قصه غریب...

قصه ی غریبی است… این روزها باید در دسترس نباشی تا مشترک مورد

نظر کسی باشی...

حسرت...

هرگز هیچ حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که درهمین سه واژه کوتاه:او دوستم ندارد. . .

فاصله...

چــه خوش خیـال است!
فاصلــه را مــــی گویــم
به خیالش تـــو را از مــن دورکـرده...

رنج...

 

 

http://s2.picofile.com/file/7352328274/love_17_.jpg

دنیا را بد ساخته اند...

کسی را که تودوست داری‌‌ تو را دوست نمیدارد...

کسی که تو رادوست دارد تو دوسش نمیداری...

اما کسی که تو دوسش داری و اوهم تو را دوست میدارد...

به رسم وآیین بهم نمیرسند...

و این رنج است...

آرزوی من...

http://s2.picofile.com/file/7352328595/love_20_.jpg

خوابیدن میان دستان تو...


بیدار شدن روبه روی چشمان تو...


دیدن لبخند هر روزه ی تو...


گرفتن دستان گرم تو...


سر بر بازوی تو نهادن...


سرت را به سینه فشردن...


راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو...


این است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من...

خداحافظ...

http://www.dpgr.gr/usergalleries/albums/userpics/16949/throught-the-window-blurred.jpg

چگونه بگذرم ازعشق از دلبستگی هایم؟؟؟

چگونه می روی بااینکه میدانی چه تنهایم؟؟؟

خداحافظ بدون توگمان کردی که می مانم؟!!

خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی...

 

 

مرد و خدا. . .

مردی باخود زمزمه کرد:خدایا بامن حرف بزن.یک سار شروع به خواندن کرد.اما مرد نشنید...

فریاد براورد:خدایابامن حرف بزن.اذرخش دراسمان غرید امامرد گوش نکرد...

مردبه اطراف خودنگاه کردوگفت:خدایا بگذار تورا ببینم..ستاره ای درخشید.اما مردندید...

مردفریادکشید:یک معجزه به من نشان بده.نوزادی متولدشد امامردتوجهی نکرد...

پس مرددر نهایت یاس فریادزد:خدایا مرا لمس کن وبگذار بدانم که اینجا حضورداری..در همین زمان خداوندپایین آمدو مرد رالمس کرد..اما مرد پروانه را بادستش پراند و به راهش ادامه داد...

 

...your love

عکس های عاشقانه زیبا www.jazzaab.ir

when I feel the warmth of your love

Blossoms of your love bloom in my heart


My world shines like a pearl

...And I feel like at the top of the world

 

قهوه عشق...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد


امشب دلم هوای آن کافه را کرده
که چایش از مهر تو
و قندش محبت تو باشد
و تنها مشتری کافه من باشم …

خیانت..

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت …
فهمیدم که گاهی
“هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”


 

جدایی...

 

 

  

من مانده ام
و انبوهی از اندوه
و تو بهانه ی چشمانم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو . . .

عکس قلبی . . .

 

هنوز اون روز فراموشم نمی شه...


که با دست قشنگت روی شیشه...


کشیدی عکس قلبی و نوشتی...


واسه امروز و فردا و همیشه...